(۱)
بداغ هجر تو ام حال آرمیدن نیست
✦غمم شنیدی و گفتی که از شنیدن نیست
(۲)
به پای سروقدت دار عشق در گردن
✦چه حالتی ست مرا طاقت تپیدن نیست
(۳)
مرا به رشته ی خامی تو بسته ای جانا
✦ز ترس پاره شدن قدرت کشیدن نیست
(۴)
ندامت ار بکشی تیر رفته ناید باز
✦زمان گریه و ایام لب گزیدن نیست
(۵)
بیا و یوسف خود را چو جان به بر گیرش
✦مجال تهمت و جیب قصب دریدن نیست
(۶)
بکوی دوست مقیمم ز بندگی فارغ
✦هوای کعبه و بت خانه ام رسیدن نیست
(۷)
مرا به کوچه ی جانان به خاک بسپارید
✦به شاخسار جنان حاجت پریدن نیست
(۸)
بروزگار سیه بین که فاضل حیران
✦قفس شکست ولی جرأت پریدن نیست
