(۱)
در فنا از خویشتن راز نهانی یافتم
✦در رهش مُردم حیات جاودانی یافتم
(۲)
در تپیدن می توان اظهار حال خود نمود
✦چون جرس در بی زبانی ها زبانی یافتم
(۳)
صخره را خود باوری ها پای اندر گِل نمود
✦ذرّه گشتم تا عروج آسمانی یافتم
(۴)
چون ز خود بی خود شدم در جلوه ی رخسار گل
✦هر ورق را من کتاب زنده گانی یافتم
(۵)
بی خودی خوش عالمی دارد چو رَستم از خودی
✦سر فرو بردم به جیب خود جهانی یافتم
(۶)
حرص دنیا را چو زندان می کند هشیار باش
✦نفس سرکش را شکستم آشیانی یافتم
(۷)
در توانمندان ندیدم جز غرور هیچ و پوچ
✦سوز دل ها را به گاه ناتوانی یافتم
(۸)
خام بودم، پخته گشتم، سوختم در عشق او
✦گم شدم از خویش تا از وی نشانی یافتم
(۹)
یک جهان شهد و شکر باشد به حسّ اعتماد
✦زهر افعی در غرور و بدگمانی یافتم
(۱۰)
با قد خم گشته نقد عمر می جستم ز خاک
✦گر نشد پیدا ولی قدر جوانی یافتم
پلخمری- 03/09/1388
