(۱)
یار را گفتم شبی با چشم تر
✦از وفا بنما بسویم یک نظر
(۲)
تو امید زنده گانی منی
✦مایه ی هر شادمانی منی
(۳)
زلف تو زنجیر در پای من است
✦چشم تو مینا و صهبای من است
(۴)
دوری اما در دل من جای تُست
✦روز و شب اندر سرم غوغای تُست
(۵)
جز تو از جان و جهان بیگانه ام
✦شمع رخسار تو را پروانه ام
(۶)
از ره ی دل رشته با هم بافتیم
✦هم دگر با چشم جان بشناختیم
(۷)
هم چو خون در قلب هم جا کرده ایم
✦در درون سینه غوغا کرده ایم
(۸)
پس چرا با من ستمگاری کنی
✦هر نفس فکر دل آزاری کنی
(۹)
خنده بر سوز نهانم می کنی
✦بار دیگر امتحانم می کنی
(۱۰)
باز خندید و بگفت از روی ناز
✦راز پنهانی بگویم با تو باز
(۱۱)
گرچه شمع عشق را پروانه ایم
✦در حقیقت ما ز هم بیگانه ایم
(۱۲)
اختلاف ما زبان است ای عزیز
✦سوء تعبیر است آغاز ستیز
(۱۳)
از تبار و از زبان دیگرم
✦گرچه خوانی دلربا و دلبرم
(۱۴)
راز دل جز با زبان ناید برون
✦دل بدون حرف یک پیمانه خون
(۱۵)
گفتمش ای دلبر نادان من
✦ای دوای درد بی درمان من
(۱۶)
هم زبانی نیست شرط دوستی
✦هم دلی کن گر تو با من دوستی
(۱۷)
شعر مولانا شنو ای جان من
✦عشق من سرمایه و سامان من
(۱۸)
حرف رومی از شکر شرین تر است
✦همدلی از همزبانی خوش تر است
