(۱)
سر زند خار غم از باغ من و بوستان من
✦خون دل در لاله جوشد طرف کهساران من
(۲)
پاک بازان یاور و هم رزم و هم سنگر مراست
✦راه ندارد ناکسان در بزم عیاران من
(۳)
با محیط جور سازش ناپذیرم، ناپذیر
✦از جهان بیگانه شد این روح سرگردان من
(۴)
بر فگندم پرده از روی زر و تزویر و زور
✦مالک و شیخ و ملک کردند قصد جان من
(۵)
مغز ضحاک زمان کوبم به پتک آهنین
✦این چنین بود ست حکم عصر من دوران من
(۶)
در محیط آتش نمرودیانم هر نفس
✦بت شکن استاد من، ایمان او. ایمان من
(۷)
زور و زر، جهل و ریا، حاکم بود بر ملتی
✦این پلیدی را تحمل چون کند وجدان من
(۸)
خلق در چنگال فرعون زمان باشد اسیر
✦راه موسی راه من، پیمان او پیمان من
(۹)
جان فدای آرمان و مکتب خود می کنم
✦سر نهادن اندرین ره زینت میدان من
(۱۰)
می ستایم در سرودم ملت مظلوم خود
✦ننگ باشد نام شاه بر صحفه دیوان من
(۱۱)
قلب من با رمزالا الله تپش آغاز کرد
✦"لا" ی احمد "لا" ی من آیین جاویدان من
گوهرگان 2/7/1365
