(۱)
نمی دانم مرا انجام کار آخر چه خواهد شد
✦دل نالان میان گیر و دار آخرچه خواهد شد
(۲)
سحرگاهان چو خورشید جهان تابم بخندیدی
✦به هجرانت شب یلدای تار آخر چه خواهد شد
(۳)
رها گشتم ز خود چون موج در طوفان، نمی دانم
✦طپیدن های قلب بیقرار آخر چه خواهد شد
(۴)
یک امشب را بسوزم یا بسازم سخت حیرانم
✦بیبنم تا که دور روزگار آخر چه خواهد شد
(۵)
نفس بر لب رسید و عمر آخر شد بصد حسرت
✦خزان گشتم ولی آن نوبهار آخر چه خواهد شد
(۶)
جوانی و جنون عشق شور دیگری دارد
✦به این ویرانه سر شور و شرار آخر چه خواهد شد
(۷)
الا ای زاهد ناصح بیبنم تا درین طوفان
✦که کار کشتیی بی اختیار آخر چه خواهد شد
(۸)
نگاهی کن که تا در شعله اش سر تا بپا سوزم
✦چه دانم؟ نقشه ی لوح مزار آخر چه خواهد شد
پلخمری - 23/2/1377
